محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
182
خلاصة الحكمة ( فارسى )
آن گودال يا ظرف سرگين گذارند و در آن سرگين ، آتش كنند كه دود برآورد و مشتعل نگردد و بايد كه فاصلهء ميان ظرفى كه در آب است و گودال بر سرگين سه چهار انگشت باشد تا دود در آن محتقن و خاموش نگردد و بعد از زمانى كه دود بسيار در ته سينى منجمد گرديد بردارند و آنها را پاك كرده در ظرفى نگاه دارند و باز مرتبهء ديگر گذارند و بعد از جمع شدن گرفته در همان ظرف نگاه دارند و همچنين تا دودها تمام شود و به كار برند . و « دهن » عبارت از همين دودهاى مجتمع است و آن را به هندى « چوهء سرگين » نيز نامند . و از سرگين گاو و فضلهء انسان نيز بدين قسم روغن اخذ مىنمايند . و از فضلهء انسان بسيار قوى است و جهت تقويت باه و موى و اعصاب مسترخيه نافع . « 1 » [ روغن ] سمك / [ روغن ] ماهى روغن ماهى : عبارت از جسمى رسم و زيتى شكل و داراى كلوروبروم و يد و گوگرد و فوسفور و از قديم الايام در نوروژ و آلمان و سويس استعمال اين روغن در دفع اختلالات روماتيسمى و نقرسى و سلس البول و خنازير عظام و راشيتيسم و بثورات مزمن شايع بوده و نوعاً پس از صيد مورد شكمش را شكافته و جگر آن را بيرون مىآورند و در چلكهاى چوبى ريخته در آفتاب مىگذارند روغن بىطعم و كم بويى جريان مىيابد كه در تجارت كم ياب است و بعد مىگذارند تا اين جگرها انقلاب حاصل كنند و يك مقدار مجدّدى روغن اسمر اللّون شفاف از آنها اخذ مىنمايند كه داراى بوى ماهى مىباشد و پس از آشاميدن احساس حدّتى در عقب حلق مىگردد . « 2 » همچنين ر . ك - : متن خلاصة الحكمة ، ص 429 . روغن سوسن / دهن سوسن روغن سوسن : بگيرند سوسن ابيض منقى ، دو اوقيه ؛ روغن كنجد تازه ، هيجده اوقيه ؛ در شيشه كرده در آفتاب بگذارند تا روغن ، قوت آن را جذب كند .
--> ( 1 ) . همان ، ص 90 و 91 . ( 2 ) . على اكبر ناظم الاطباء نفيسى ؛ پزشكى نامه ، ص 784 .